تبليغاتX
زیر چتر روشنایی
وبلاگ رسمی عرشیا عشقی
    تقدیم به تو
مرا
بوسیدی
و من
به خالق لبهایت
ایمان آوردم
       عرشیا عشقی - مرداد ۱۳۹۰
+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1390ساعت 17:54  توسط عرشيا عشقي   | 

امشب
کابوسش
از تمامی شبهای سال
طولانیتر است
مردی که چشمهای تلخش
حتی طعم رؤیا را نیز
به یاد نمی آورند!
         عرشیا عشقی - آذر ۱۳۸۹
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 22:55  توسط عرشيا عشقي  

          به آشا محرابی نازنین

       از صحنه مي رم

غم تو رگامه جاي خون، غم تو رگامه!

وا مي کنم رگهامو تا بيرون بريزه!

شايد که بغضايي که عمري خورده بودم

از تو گلوي سالها بيرون بريزه!

غم تو رگامه جاي خون، غم تو رگامه!

تنها من از اين زنده گي تلخي چشيدم

يک عمر رفتم سمتِ خوشبختي و هر بار

بازم به سطرِ اول دردم رسيدم!

 

وا مي کنم رگهامو تا دنيا بدونه

اين زنده گيِ لعنتي مفتم گرونه!

 

غم تو رگامه جاي خون، غم تو رگامه!

يک عمره که آيينه رو راضي نديدم!

صحنه جهان و نقش من، نقش خودم بود

جز باختن، چيزي از اين بازي نديدم

از صحنه مي رم با نگاهي خيس و خسته!

حالا که کوه طاقتم در هم شکسته!

غم تو رگامه جاي خون، غم تو رگامه!

از صحنه مي رم با دلي در خون نشسته!

 

وا مي کنم رگهامو تا دنيا بدونه

اين صحنه ي بي آبرو مفتم گرونه!
       عرشیا عشقی - آبان ۱۳۹۰

پ.ن: این ترانه را پس از انتشار خبر خودکشی آشا محرابی سرودم هرچند چند روز بعد این خبر تکذیب شد البته نه توسط خود او! اما حتی اگر خبر کذب باشد، با توجه به شناختی که از او دارم می دانم که جای خون، غم درونِ رگهایش جریان دارد!. می خواستم اول از خود او اجازه بگیرم و بعد با عنوان تقدیم به ... منتشر کنم که متاسفانه در چند روز اخیر در دسترس نبود. امیدوارم انتشار این ترانه موجب رنجش خاطر او نشود.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1390ساعت 11:11  توسط عرشيا عشقي   | 

هرچه قدر هم که
گوشهایم را
تیز کنم
هرچه قدر هم که
این عصای سفید لعنتی را
به زمین بزنم
هرچه قدر هم که
با کفِ کفشهایم
این موزائیکهای برجسته ی کثیف را
دنبال کنم
باز هم
به تو
نخواهم رسید!
من
تو را
نمی بینم
و تو هم
قصد کرده ای
که تا ابد
نادیده ام بگیری بانو!
       عرشیا عشقی: مهر ۱۳۹۰
+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1390ساعت 7:16  توسط عرشيا عشقي   | 

فرقی نمی کند

کدام پاییزِ عمرت

عاشقِ چه کسی شده باشی

پاییز که می شود

پر می شوی از خاطرات

پاییز که می شود

دلت می گیرد

       عرشیا عشقی: پاییز ۱۳۹۰

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 23:59  توسط عرشيا عشقي   |