تبليغاتX
زیر چتر روشنایی
وبلاگ رسمی عرشیا عشقی

        برای  هایتی و مردمش
          زلزله

در چند لحظه

تنها در چند لحظه

چشم از دنيا فرو بست

نوزادي

که چند لحظه بيشتر از تولدش نمی گذشت

در چند لحظه

تنها در چند لحظه

بي صدا شدند

چشمانِ ُپر  ترانه ي دخترکي

که تمامِ دلخوشیهایِ عاشقترين مرد زمين بود

در چند لحظه

تنها در چند لحظه

زنده گي

زير آوار مدفون شد

         عرشیا عشقی - بهمن ۱۳۸۸

+ نوشته شده در  جمعه نهم بهمن 1388ساعت 16:37  توسط عرشيا عشقي   | 

آواز خفیه گاه                        به : احمد شاملو 

خون در خیابان

و خشم در خانه .

در گورستانهای پیر

دختران جوان را دفن کرده اند .

و عشق

در سینه ی زیباترین مردان

گلوله ایست .

وحشت بر بام می خواند

و آواز به چاه پناه برده است .

قفل بر دهان

و فریاد بر دیوار

و شبیخونِ رنگ در کوچه

و پاسداران

به اعدام شعارهای تازه آمده اند

و مرگ به ضیافت نشسته است.

باید برای آن که با همین آخرین گلوله

                                      -  به خاک افتاد

به باشکوه ترین نامها بیاندیشم

و به عاشق ترین خشم ها .

باران در صبح

و کینه در خفیه گاه .

من در کدام گورستان

من بر کدام جنازه بخوانم :

" بدرود ای چکاوک خونین

بدرود دخترم " .                                            

                                       ایرج جنتی عطایی - ۱۳۶۴



           جوانه

شعر من از عذاب تو، گزند تازيانه شد

 

ضجه ي مغرور تنم،  ترنم ترانه شد

 

حماسه زوال من، درشب تلخ گم شدن

 

ضيافت خواب تو را، قصه ي عاشقانه شد

 

براي رند در به در، اين من عاشق سفر

 

واي كه بي كرانيِ  حصار تو كرانه شد

 

واي كه در عزاي عشق، كشته شد آشناي عشق

 

واي كه نعره هاي عشق، زمزمه ي شبانه شد

 

اي تكيه گاه تو تنم، سنگر قلب تو منم

 

واي كه نيزه ي تو را، سينه ي من نشانه شد

 

درخت پير تن من، دوباره سبز مي شود

 

كه زخم هر شكست من ، حضور يك جوانه شد

 

واي كه در حضور شب، در بزم سوت و كور شب

 

شب كور وحشت تو را، قلب من آشيانه شد

 

واي كه آبروي تو، مرد اناالحق گوي تو

 

بر آستان كوي تو، جان داد و جاودانه شد

 

من همه زاري منم، زخمي زخمه ي تنم

 

براي هاي هاي من، زخمه ي تو بهانه شد

 

درخت پير تن من، دوباره سبز مي شود

 

هرچه تبر زدي مرا ، زخم نشد،جوانه شد

ترانه: ایرج جنتی عطایی
ملودی: بابک بیات
تنظیم: بابک بیات
اجرا: علی سهراب

دوست دارانِ ترانه و ترانه سرایی خاصه علاقه مندانِ ایرج جنتی عطایی، دکلمه ی این ترانه را با صدای ترانه سرایش در آلبومِ "زمزمه های یک شب سی ساله" شنیده اند.
اما به دلیلِ کمیاب بودنِ اجرای اصلی این اثر، کمتر کسی آن را با صدای "علی سهراب" شنیده است.
گفتنی است در سال ۱۳۸۰ این ترانه توسط "راد" بازخوانی و در قالب آلبومی با عنوانِ "پونه" انتشار یافت.
همچنین اجرایِ اصلی این ترانه نیز در مجموعه ی "old bot gold" که  شامل ۱۲۶ ترانه ی قدیمی از ۱۲۶ خواننده ی ایرانی می باشد، توسط کمپانیِ "parsTV" مجددا منتشر گشته است.
می توانید اجرای اصلی ترانه جوانه را با صدای علی سهراب از اینجا دریافت کنید.
پ.ن: ایرجِ عزیز! تولدت مبارک.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم دی 1388ساعت 3:14  توسط عرشيا عشقي   | 

جای خالی رد سورتمه ی بابا نوئل
بر روی برفها
کز کرده کنج کلبه اش
در شبِ کریسمس
در چشمان  خیس و مأیوسش
شرمنده گی پیدا
نمی توان پدر را
برای کودکانِ این همه زندانی
هدیه برد!
       عرشیا عشقی - دی ۱۳۸۸

پ.ن: بخوانید یک اتفاق خوب سروده ی مونا برزویی نازنین رو و دخترم سروده ی حسن علیشیریِ عزیز رو که هر دو زیبا و دوست داشتنی هستند.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم دی 1388ساعت 0:0  توسط عرشيا عشقي   | 

اين انتهاي غم انگيز يک عشقه

اين انتهاي لحظه هاي شيرينه

ما جدا مي شيم رؤياها پرپر مي شن

ديگه هر شب چشمامون کابوس مي بينه

نمي شه هيچ کاري براي آواز کرد

اين انتهاي تمام ترانه هاست

بعد از اين به نخوندن عادت مي کنيم

بعد از اين حتي فريادمون بي صداست

خيلي سخته باور کنيم

اين انتهاست

بايد با غمها سر کنيم

اين انتهاست

ديگه زير بارون هم قدم نمي شيم

اگه حتي ابرا يکريزم ببارن،

آخه روزاي آفتابي و باروني

ديگه براي ما هيچ فرقي ندارن

اين انتهاي يک عمر مشترکه

اين انتهاي ماست، آغاز تو و من

خيلي تلخه ولي يک حقيقته

ديگه قلبامون جفت هم ديگه نيستن

خيلي سخته باور کنيم

اين انتهاست

بايد با غمها سر کنيم

اين انتهاست
       ترانه سرا : عرشیا عشقی
پ.ن:۱  روز پنجشنبه پنجم آذرماه شعرِ پاییزِ من در شماره ۵۳۳ دوچرخه منتشر شد.
پ.ن۲: آفرین ب بهروز  صفاریان به خاطرِ عذابِ دوست داشتن
پ.ن۳: به خودِ مونا برزویی گفتم اما دلم می خواد دوباره اینجا هم بگم که کوه پیشتر زیبا بود و چه خوب که حالا نسخه ی کاملش رو شنیدیم و بیشتر لذت بردیم.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 1:50  توسط عرشيا عشقي   | 

همواره ترانه هایی بوده اند که استحقاق گل کردن و ماندگاری را داشته، اما به دلیل عدم بهره مندی از ملودی، تنظیم، اجرا و عرضه ی متناسب به حق خود نرسیده اند.
متاسفانه بر عکس این ماجرا بیشتر رخ داده است!
یعنی ترانه هایی بوده اند که فاقد هر گونه ارزش تکنیکی و حتی حسی بوده، اما به دلیل همراه شدن با صدایی جذاب و ملودی ای دلنشین، بر سرِ زبانها افتاده اند.
یکی از ترانه هایی که شایسته گیِ همه گیر شدن را داشت و به دلیلِ عدم وجود موارد فوق الذکر به اندازه ی کافی مورد توجه واقع نشد، ترانه ی "زنده گی ادامه داره" سروده ی مونا برزویی می باشد
که ابتدا توسط عباس لطیفی آهنگسازی و به وسیله ی علی لهراسبی اجرا شد
و بار دیگر نیز واریاسیونِ دیگری از این ترانه توسط سعید مدرس آهنگسازی و اجرا شد.
لازم به ذکر است که در واریاسیون دوم این کار بخشهایی از ترانه تغییر کرد و همچنین بخشهایی دیگر نیز بر روی ملودی سعید مدرس سروده شد
که البته واریاسیون اول به زعم نگارنده از حیث فرم ترانه  از  استقلال بیشتری برخوردار   است.

این ترانه علاوه بر ساخت و پرداخت خوبی که دارد، از نظر نوع نگرشِ مولفش به  ابژه ی "عشق" نیز منحصر به فرد و قابل توجه است.
در ترانه هایی نظیرِ "خیال نکن نباشی" سروده ی شاهکار بینش پژوه فرد عاشق به دلیل سر خورده گی از رابطه ی عاشقانه اش، به این نتیجه رسیده است که به اشتباه می پنداشته که با نبودِ فرد مقابلش می میرد و شاید هم به رسم تمامی اشعار واسوختی در حین ناسزا گفتن به فرد مقابل، با وجود این که غمگین است
می خواهد  وانمود کند که با نبود وی آب از آب تکان نخواهد خورد.
اما کاراکتری که درونِ ترانه ی "زنده گی ادامه داره" حضور دارد تفکری پخته و بالغ  داشته و این پخته گی اش نیز از سرخورده گی نشات نمی گیرد.
او از آغاز  منطقی و عاقلانه به عشق و زنده گی  می نگرد.
در زیر متن واریاسیون اول این ترانه  می آید.
        زنده گی ادامه داره

زنده گي ادامه داره، حتي وقتي تو نباشي

اگه آشِنا بموني، يا مثه غريبه ها شي

زنده گي ادامه داره، به جلو قصه ي تکرار

حتي وقتي نبض ساعت، بخوابه رو دست ديوار

حتي وقتي شعله ي عشق، تو نگاهي بي رمق شه

يا اگه دفترِ شادي، روزي خالي از ورق شه

زنده گي ادامه داره، خوب و بد، سفيد و مشکي

تا زماني که يه لبخند مي شکفه، مي چکه اشکي


کسي پله هاي عمرو، به عقب بر نمي گرده
اما مي تونه ببينه، که گذشته ها چه کرده
زنده گي ادامه داره، با من و تو، بي من و تو

اين دو روزِ زنده گي رو، بيا هم راه دلم شو
       ترانه سرا: مونا برزویی
پ.ن: بخوانید نقد ترانه ی شطرنج روزبه بمانی را از وبلاگِ  "ترانه ی نوین".

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 19:26  توسط عرشيا عشقي   | 

       تقدیم به تو
ابری
درونِ تو بود
و اینک
باران
در آغوش من است!
       *   *   *
میان بازوانِ  خسته ی  من
آرام و آسوده ببار
باران بانو!
      عرشیا عشقی - آبان ۱۳۸۸
پ.ن: بخوانید ترانه ی  زیبای مونا برزویی عزیز رو.
+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 0:12  توسط عرشيا عشقي   | 

    به عمران صلاحی
 هیچ وقت نیاز نداشت
از ترسِ دست کجِ باد
کلاهش را سفت و سخت بچسبد!
همیشه سرش بی کلاه می ماند!
       عرشیا عشقی - مهر ۱۳۸۸


 خونه ي باهار

کمک کنين هلش بديم،چرخ ستاره پنچره

تو آسمون شهري که ستاره برق خنجره

گلدون سرد و خالي رو بذار کنار پنجره

شايد با ديدنش يه شب،وا بشه چن تا حنجره

به ما که خسته ايم بگه،خونه ي باهار کدوم وره؟

تو شهرمون آخ بميرم! چشم ستاره کور شده

برگ درخت باغمون زباله ي سپور شده

مسافر اميدمون رفته از اينجا دور شده

کاش تو فضاي چشممون پيدا بشه يه شاپره

به ما که خسته ايم بگه،خونه ي باهار کدوم وره؟

کنار تنگ ماهيا،گربه رو نازش مي کنن

سنگ سياه حقّه رو،مُهر نمازش مي کنن

آخر خط که مي رسيم،خطّو درازش مي کنن

آهاي فلک که گردنت،از همه مون بلن تره!

به ما که خسته ايم بگو،خونه ي باهار کدوم وره؟...

«عمران صلاحي-1342»


پ.ن: بخوانید انتخاب ِ مونا برزویی نازنین رو که بی اندازه زیباست.
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 2:46  توسط عرشيا عشقي   | 

شناور بر آب حوض
برگ زرد مو
پایش باز شده پاییز
به حیاط خانه ی ما نیز
      عرشیا عشقی - مهر ۱۳۸۸



هجراني 5 

از ملاقات تاريخ مي آيم

شاهرگ هايم به سمت« شوش» و خطوط چشمانم به سمت «آتن» تير مي کشد

تاريخ من گم شده است 

کجاي من به سوگلي حرمسراي« اسکندر »شباهت دارد؟

(به جز جاي کبودي انگشتان تاريخ

بر جاي جاي گلويم

که با تقلايي هراسناک

در زير سربند هاي مشکي و سرخم

پنهان مي شوند؟

تو گفتي :«بي خيال تاريخ باشم» 

حالا  چقدر تو نيستي

ومن فقط طرح مبهمي از خطوط شرقي چهره ي تو را به ياد مي آورم

امروز روز اول پاييز است


          پروین سلاجقه

        خزان عشق

شد خزان گلشن آشنايي باز هم آتش به جان زد جدايي

عمر من اي گل طي شدبهر تو وز تو نديدم جز بد عهدي و بي وفايي

با تو وفا کردم تا به تنم جان بود عشق و وفاداري با تو چه دارد سود

آفت خرمن مهر و وفايي نو گل گلشن جور و جفايي

از دل سنگت آه

دلم از غم خونين است روش بختم اين است

از جام غم مستم دشمن مي پرستم

تا هستم

تو و مست از مي چمن چون گل خندان از مستي بر گريه ي من

با دگران در گلشن نوشي مي منز فراغت ناله کنم تا کي

تو و چون مي لاله کشيدنها من و چون گل جامه دريدن ها

ز رقيبان خواري ديدن ها

دلم از غم خون کردي چه بگويم چون کردي

در دم افزون کردي

برو اي از مهر و وفا عاري برو اي عاري ز وفاداري

که شکستي چون زلفت عهد مرا

دريغ و درد از عمرم که در وفايت شد طي

ستم به ياران تا چند جفا به عاشق تا کي

نمي کني اي گل يکدم يادم که همچو اشک از چشمت افتادم

تا کي بي تو بود از غم خون دل من

آه از دل تو

گرچه ز محنت خوارم کردي با غم و حسرت يارم کردي

مهر تو دارم باز

بکن اي گل با من هرچه تواني ناز هرچه تواني ناز

کز عشقت مي سوزم باز 

شعر:رهي معيري

آهنگساز:جواد بديع زاده

خواننده:جواد بديع زاده

اجراي دوم :الهه با ارکستر فارابي به رهبري مرتضي حنانه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 0:0  توسط عرشيا عشقي   | 

سالهاست که دیگر رازقیها
آن عطر آرامش آفرین را ندارند
در دل باغچه پنهان است هنوز
تفنگ برنوی پدربزرگ
       عرشیا عشقی - شهریور ۱۳۸۸




همراه شو عزيز

همراه شو عزيز

تنها نمان به درد

كاين درد ِ مشترك، هرگز جدا جدا                                       

درمان نمي شود  

دشوار  ِ زندگي،‌ هرگز براي ما

بي رزم  ِ مشترك،  آسان نمي شود

تنها نمان به درد

همراه شو عزيز

همراه شو عزيز . . . 

شعر و آهنگ: پرويز مشكاتيان

خواننده: محمدرضا شجريان  
پ.ن: پرویز مشکاتیان یکی از بهترینهای موسیقی ایران در سن ۵۴ ساله گی درگذشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 2:44  توسط عرشيا عشقي   | 

باد یادش نیست!
اما درخت گیلاس
خوب به خاطر می آورد
که چه کس
شکوفه های زیبایش را
از او گرفت
      عرشیا عشقی - شهریور  ۱۳۸۸
پ.ن: اسامی برگزیده گان دور نخست سومین دوره ی جشنواره ی ترانه های سرزمین مادری اعلام شد. من جزو برگزیده گان بخش ترانه های اجتماعی هستم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 20:23  توسط عرشيا عشقي   |